امروز، می خواهم دو پست را در امتداد هم بیاورم. به هم مربوطند این پست ها. اولی مربوطه به مطلب” چرا احسان خواجه امیری هنرمند محبوبی نیست؟” به نظرم احسان خواجه امیری خواننده و آهنگساز خوش ذوق و با استعدادیه، ولی محبوبیتش اصلا با استعدادش تناسب نداره. چون نتونسته خودشو خوب پرزنت کنه. احتمالا به خاطر جوونی و غرور ناشی از موفقیته این ماجرا. اما ماجرا اینه که مطلبی که درباره احسان خواجه امیری نوشتم، عموما با واکنش هواداران ایشون رو به رو شد. طبیعیه هوادار بودن، این مسائل رو هم داره. ولی به نظرم یه جای کار ایراد داره. این یه ایده شخصیه. اما دوست داشتن یه هنرمند یا علاقه داشتن به هنرش، می تونه منتهی نشه به فن شدن. اساسا با فن شدن مشکل دارم. یه جوون بیست و چند ساله می شه فن یه جوون بیست و چند ساله دیگه. برای چی؟ به خاطر صدای این جوون. خب این علاقه چشم و گوش بسته، کمبود اعتماد به نفس اون جوون هوادار رو نشون می ده. ببینید ماجرا خیلی ساده است. شما صدای یک هنرمند رو دوست دارید. خیلی هم خوبه. اصلا زندگی، برای لذت بردنه. چرا که نه؟ آیا شما که صدای این هنرمندو دوست دارید، تمام خصایل و خلقیات این هنرمند رو هم تایید می کنین؟ همه کارهایی که او انجام می ده، درسته؟ صرفا بحث اخلاق طرف نیست؟ آیا شما با تمام اشعاری که هنرمند محبوبتون انتخاب می کنه، موافقین؟ اگه نه که طبیعی هم هست، نشون می ده که نمی شه همه اعمال هنرمند محبوب را دربست پذیرفت. اگه هم آره، که اصلا طرف صحبت من نیستید، چون موجود نرمالی نیستید و از خودتون ایده و نظر مستقلی ندارید. این یه سمت ماجرا. بخش دیگه شامل حرف هاییه که فن های آقای خواجه امیری در بخش کامت ها نشوتن. نظرات حتی اونایی که کمی عرف رو رعایت نکرده بودن، گذاشتم تا بازدید کننده های وبلاگ خودشون قضاوت کنن. فقط یک کامنت پذیرفته نشد اون هم به این دلیل که به یکی دیگه از کامنت گذارای عزیز، فحاشی شده بود.
مطلب دوم هم در پی می آید.



دیدگاههای اخیر