چند وقتی است که پای موزیسین های معتبر دنیا به ایران باز شده . حتما از ماجراهای حضور کریس دی برگ در ایران و اجرای قطعه مشترک آنها با گروه موفق آریان مطلع هستید. حضور کریس دی برگ در ایران منهای همکاری اش با یک گروه ایرانی که خود بسیار جذاب و فوق العاده است یک مزیت بزرگ برای ما ایرانی ها به همراه داشت. او به تهران آمد، بزرگراههای زیبای ایران را دید، در پنت هاوس هتل بسیار مجهز و شیکی استقرار پیدا کرد، به بهترین رستوران های تهران رفت، از موزه های ارزشمند ایران بازدید کرد، با یک اتومبیل بنز شیک و جدید، در خیابانها گشت و از همه مهم تر برخورد عالی ایرانیان و مهمان نوازی ویژه مردم ما را دید. اینها در شرایطی بود که او شبیه بسیاری از مردم دنیا، دید درستی نسبت به ایران نداشت و فکر می کرد باید با مینی بوس در خیابانها بگردد. او باورش نمی شد فرودگاه بین الملی امام این قدر شیک و مجهز باشد و انتظار برخورد با چند کانکس معمولی به عنوان فرودگاه را داشت. نتیجه اش هم این شد که در گفت و گو با بسیاری از شبکه های تلویزیونی معتبر دنیا از خوبی های ایران گفت و تبلیغات نادرست رسانه های غربی از ایران و ایرانی ها را زیر سوال برد. محسن رجب پور مدیر گروه آریان برای او سنگ تمام گذاشت و نتیجه اش به نفع ایران شد. او از قبل برای تمام بازدیدها، قرارهای کاری و تفریحات کریس دی برگ و گروه مراهش برنامه ریزی کرده بود. اینها راگفتیم تا به نکته مهمی برسیم. وقتی یک هنرمند معتبربین المللی را به ایران دعوت می کنیم، باید قواعد بازی را رعایت کنیم و با برنامه ریزی مناسب، دید او را نسبت به کار هیاتی ایرانی – در برابر فعالیت برنامه ریزی شده و مدون – عوض کنیم و بگوییم که ایران امروز در حال حرکت به سمت فعالیت های استاندارد است اما متاسفانه در زمان حضور پاکو پنیا نوازنده و آهنگساز برجسته اسپانیایی که برای برگزاری کنسرت فلامنکو به ایران آمده بود، کوچک ترین برنامه ریزی را ندیدیم. همه چیز خلق الساعه پیش می رفت. از کنفرانس مطبوعاتی بسیار شلخته و بی نظمی که برگزار شد تا نحوه برگزاری کنسرت. یک نکته تاسف بار که در این باب مشاهده شد، زمان خروج پاکو پنیا از سالن کنفرانس در خانه هنرمندان بود. هیچ اتومبیلی برای انتقال او به هتل نبود. یکی از همراهان ایرانی تلاش می کرد آژانسی برای او تهیه کند و او با جشمانی گرد شده، فقط نظاره می کرد و هیچ نمی گفت.آن طور که خود مدیر برگزاری کنسرت می گفت بیچاره برای رسیدن به شیراز هم با مصایب فراوانی رو به رو بوده. تاخیرهای وحشتناک هواپیما در سفر به شیراز و از سیراز به تهران، همراه نبودن کسی در هران تا او را برای استراحتی به یک مکان آبرومند ببرد و … از کنفرانس مطبوعاتی هم بگذریم که واقعا فاجعه بود. تا به حال چنین برنامه بی نظمی ندیده بودم. مترجم که اصلا حرف های پاکو پنیا را ترجمه نمی کرد و هر وقت دوست داشت به جای اینکه سوال را به زبان انگلیسی ترجمه کند، خودش به سوال خبرنگاران پاسخ می داد.واقعا فاجعه بود. بهتر بود یک مشاور استخدام می کردند تا این مسائل را به راحتی حل کند. متاسفانه پای یک چهره خارجی در میان بود و همین هم باعث می شد بیتش رتاسف بخوریم. این صحنه ها را که با حضور فوق العاده کریس دی برگ در کنفرانس مطبوعاتی مقایسه می کردم، فقط حرص می خوردم و نمی دانستم چه کنم. خوب است که این برنامه های بسیار مهم که همه می داینم زحمت زیادی برای به سرانجام رسیدنش صرف می شود، کمی هم با برنامه ریزی توام شود تا دید بدی در ذهن چهره های بین المللی که به ایران می آیند، شکل نگیرد.
درود بر محسن رجب پور مدیر گروه آریان
کاملا موافقم که بدون برنامه ریزی مهمون دعوت کردن واقعا افتضاحه.خودم چند ماه پیش شاهد یه موضوع مشابه بودم پرفسور نیرنیا که یک آدم جهانیه و چند استاد دیگه از طرف دانشگاه ما به ایران دعوت شده بودن. اما دریغ از یک ذره هماهنگی. اصلا اطلاع رسانی نشده بود و در جلسه سخرانی ایشون که گزارش یک تحقیق بسیار با ارزش بود شاید فقط 30 تا صندلی پر شده بود یا حتی کمتر! و در کمال بهت و تعجب ایشون و خجالت ما جلسه تموم شد و چند روز بعد انگار نه انگار که همچین کسی اصلا اومده بوده ایران!